تبليغاتX
پارسه
تخت جمشید

(دشتستان) واقع در بخش مركزي شهرستان دشتستان یکی از آثارهای تاریخی و ازنقاط ديدني استان بوشهر در جنوب ايران است.
«گوردختر دشتستان» گور دختر یعنی دختر گبر يا زرتشتي در خاور جاده برازجان به كازرون قرار دارد كه بناي آن دارای سقف و بدنه سنگی شبیه آرامگاه كوروش بزرگ هخامنش در دشت پاسارگاد است .این بنا یادآور عصر هخامنشی است و قدمت منطقه برازجان را تایید می‌نماید. گفته‌اند که این بنا آرامگاه دختر یا خواهر کوروش است. درخاور گور دختر بقایای کوشک اردشیر
ساساني دیده می‌شود.

اين اثر تاريخي ارزشمند متعلق به اوايل قرن ششم قبل از ميلاد يعني آغاز دوران پادشاهي هخامنشيان مي‌باشد. اين آرامگاه سنگي چون آرامگاه كوروش كبير سرسلسله هخامنشي است كه احتمالا مربوط به مادر يا دختر كوروش بوده است. كه البته هيچ مدرك يا سند قطعي كه دال بر اين گفتار باشد به‌دست نيامده است. هيچگونه كتيبه يا نوشته‌اي كه نام متوفي را مشخص كرده باشد از آن به‌دست نيامده است. بر بالاي اين مقبره قسمتي فرورفتگي شبيه به يك قاب وجود دارد كه احتمالا جايگاه قرار گرفتن كتيبه‌اي مربوط به آن بوده است. ساختمان اصلي به شكل مكعب مستطيل بوده كه داراي سه پلكان در اطراف و پوش سقف خرپشته‌اي كه به شكل نيم استوانه خالي است كه احتمالا جايگاه قرار گرفتن جسد بودهاست كه درست همين اصول و فرم در مقبره و فرم در مقبره كوروش در پاسارگاد فارسي محفوظ مي‌باشد كل بنا از ‌‌٢٤ قطعه سنگ در ابعاد مختلف و بوسيله بست‌هاي دم چلچله‌اي به همديگر مربوط گرديده و مثل ساير بناهاي هخامنشي هيچگونه ملاتي در آن يافت نمي‌شود. رديف پله‌ها از پايين تا بالا يك سنگ كم شده كه در بالا به دو سنگ مي‌رسد. ارتفاع واقعي آن ‌‌٤/٥ متر مي‌باشد در اطاقك بنا حوضچه كوچكي است كه هم اكنون با گل و لاي پر شده است. ورودي اتاق مقبره در جهت شمال شرقي مي‌باشد. كل آرامگاه بر روي يك تخته سنگ بنا شده كه هم اكنون قسمتي از آن در جهت شمال آرامگاه نمايان مي‌باشد و اين روند يك شيوه معماري در دوران هخامنشي بوده است و به جهت استحكام و پابرجايي بنا انتخاب شده است.


گوردختر،‌ كوشك اردشير، كاخ‌هاي هخامنشي بردك‌سيا و چرخاب، دژ برازجان، تل‌خندق، غار چهل‌خانه، چشمه‌ آبگرم دالكي، شاهزاده ابراهيم و... نشان از تاريخ و تمدن سرزميني دارد كه از دوره ايلام تاكنون در سكوت دشت‌هايي پا بر جا و محكم ايستاده است.
تپه تاريخي تل‌مر، در كنار كاخ كوروش، در اصل قلعه‌اي بوده كه قدمت آن به دوره ايلامي مي‌رسد. گفته مي‌شود از اين قلعه براي ديده‌باني كاخ كوروش استفاده مي‌شد. با فرو ريختن قلعه در طول قرن‌ها آن را تبديل به يك تپه كرده و اكنون پس از حدود 25 قرن تنها خشت‌هايي از آن بناي قديمي باقي‌مانده است متأسفانه در سال 1363 شهرداري، بخش بسياري از آن را خاكبرداري كرد.
از ديگر آثار باستاني منطقه شبستان، غار چهل خانه در سعدآباد است. اين غار در واقع، دخمه‌هايي را شامل مي‌شود كه در يك تپه كوه مانندي قرار گرفته و بنابر روايتي فراموشخانه ‌بوده است.
برخي كارشناسان و نويسندگان بر اين عقيده‌اند كه شاهزادگاني كه مورد خشم دربار قرار گرفته يا به بيماري جنون دچار مي‌شدند را براي اينكه از انظار عموم بمانند به اين منطقه انتقال مي‌يافتند. فراموشخانه از سه سمت مسدود بوده و تنها از يك سو، آن هم تنها به پرتگاه راه داشته است.
پيشينه تل‌خندق در روستاي ده‌غايه و در شمال برازجان، به دوره ايلامي مي‌رسد. اين منطقه زماني شهر بزرگي بوده است و تپه سد دفاعي منطقه محسوب مي‌شد كه دور آن را خندق كشيده بودند و درون آن مجموعه‌اي از پايگاه‌هاي نظامي قرار داشت.
معماري گوردختر با پاسارگاد يكي است. گويي كه معمار هر دو، يكي بوده است. احتمال مي‌رود اين بنا پيش از مقبره كوروش به‌وجود آمده و پاسارگاد شكل تكامل يافته گوردختر باشد.
باتوجه به اينكه جاي كتيبه اين مقبره خالي است، نمي‌توان در مورد اينكه چه كسي در آن دفن شده، نظر قطعي داد. تنها مي‌توان گفت گوردختر، واقع در دشت بزپز، بنايي متعلق به دوره هخامنشي است.
در دوره جديدتر، قلعه "تنگستان"، قلعه "زاير خضرخان" يا قلعه "كلات" در كوه‌هاي پهلوان كش اهرم به‌جامانده است. اين قلعه منسوب به مبارزي دشتستاني به‌نام "زايرخضر خان" بوده كه در دوره قاجاريه ساخته شده و برفراز تپه، روي خرابه‌هاي بناهاي پيشين شكل گرفته است كه معماري باستان‌شناسان را پيچيده‌تر مي‌كند.
قلعه داراي 4 برج است كه در زمان حمله انگليس به ايران اسراي انگليس را به آنجا منتقل مي‌كردند.
نخلستان‌هاي دشتستان نيز از ميراث طبيعي اين منطقه محسوب مي‌شود. متوسط عمر نخل‌ها 50 يا 60 سال است و تا هر يك از آنها به مراحل باروري برسد، 10 سال زمان نياز دارند.
گويش كنوني مردم منطقه فارسي با كمي لهجه ‌لري است.

اين اثر به شماره ‌‌١٨٩٧ در فهرست آثار ملي كشور به ثبت درآمده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط محمدرضا نجاتی | 

 

لوحه‌های تخت‌جمشید

اسناد بنیادین از نظام‌های اجتماعی و اداری در ایران هخامنشی

در تخت‌جمشید چند گونه کتیبه از دوره هخامنشی دیده شده و به دست آمده است. یکی، سنگ‌نبشته‌های پادشاهان هخامنشی که به زبان و خط میخی «پارسی باستان»  بر روی نمای سنگی‌ کاخ‌ها و بناهای تخت‌جمشید نویسانده شده و معمولاّ با ترجمان آن به خط میخی و زبان‌های «عیلامی» و «بابلی نو (اکدی)» همراه هستند. دوم، لوحه‌های زرین و سیمین داریوش بزرگ که از صندوق‌های سنگی در پایه دیوارهای تالار آپادانا پیدا شد و یکی از لوحه‌های زرین آن در چند سال پیش مفقود و پس از اظهارنظرهای فراوان و متناقض در باره سرنوشت آن، در نهایت چنین گفته شد که یکی از مسئولان موزه ایران باستان آنرا ربوده و «آب» کرده است. سوم، کتیبه‌هایی که بر روی اشیایی همچو سنگ وزنه، مهر، دستگیره در، آجرهای لعابدار و آوندهای گوناگون دیده شده است. بجز اینها، تعداد فراوانی کتیبه‌های جعلی در بسیاری از موزه‌های دنیا وجود دارند که به اندازه‌ای با مهارت ساخته شده‌اند که تا مدت‌ها جعلی بودن آنها دانسته نشد و در کتاب‌ها و کاتالوگ‌های قدیمی‌تر جزو آثار هخامنشی معرفی شده‌اند.

لوحه‌های تخت‌جمشید و پیدایی آنها     اما گونه دیگری از کتیبه‌های تخت‌جمشید که موضوع این گفتار است، عبارت است از حدود سی هزار لوحه گلی یا «گل‌نوشته» که در کاوش‌های باروی استحکامات خاوری تخت‌جمشید و نیز در کاخ خزانه بدست آمدند. این لوحه‌ها در کاوش‌های سال‌های 13-1312 و 17-1316 کشف شده‌اند. بیشتر آنها که از باروی استحکامات شمال خاوری به دست آمدند، به نام «لوحه‌های بارو/ استحکامات» با علامت اختصاری (PF) و بخش دیگری که از کاخ خزانه در جنوب خاوری تخت‌جمشید پیدا شدند به نام «لوحه‌های خزانه» با علامت اختصاری (PT) شناخته می‌شوند.

 

یکی از لوحه‌های گلین تخت‌جمشید
بدست‌آمده از کاخ خزانه
سال پانزدهم پادشاهی خشایارشا
سند پرداخت دستمزد کارگران هندی
23×55×72 میلیمتر
شماره کاوش: PTT 29
بررسی و منتشر‌شده توسط جرج کامرون
تهران، موزه ایران باستان
 
 
ماندگاری لوحه‌ها تا به امروز     شمار این لوحه‌ها در اصل بسیار بیشتر از این تعداد بوده است؛ اما به دلیل اینکه بر روی گل رس خام یا نپخته نوشته شده بوده‌اند و قرار هم بر این نبوده که برای زمان‌های بسیار دوری از آنها نگهداری شود، به مرور زمان از بین رفته‌اند. اما اینکه چرا همین تعداد از لوحه‌ها تاکنون سالم باقی مانده‌اند، داستان شگفتی دارد. پس از یورش سپاه اسکندر مقدونی به ایران‌زمین در سال 330 پیش از میلاد (تقریباّ 170 سال پس از نگارش لوحه‌ها)؛ گرمای شدید ناشی از آتش‌سوزی کاخ خزانه و تالار صدستون (که در کنار باروی خاوری قرار دارد) موجب پخته‌شدن و استحکام بیشتر آن لوحه‌های گلی، و پایدار‌ ماندن آنها تا به امروز می‌شود.
شکل ظاهری     این لوحه‌ها تقریباّ به اندازه یک کف دست هستند و بر روی گل خام نوشته و نگهداری می‌شده‌اند. هر لوح در چند نسخه نوشته می‌شده تا برای بایگانی ادارات دیگر شهرهای مورد نیاز فرستاده شوند و یکی هم در بایگانی تخت‌جمشید نگهداری شود. بر کنار حدود 600 لوحه، اثر چند مهر فشاری و غلتان باقی مانده است که متعق به صادرکننده و دریافت‌کننده آن سند بوده است. نقش و نگارهای این مهرها نیز می‌توانند آگاهی‌های فراوانی از هنر و باورهای آن روزگار را در اختیار بگذارند. به موجب همین لوحه‌ها دانسته شده است که از چرم و اوراق پوست‌گیاهی (در فارسی باستان به نام «پَـوَسـتا») نیز برای نوشتن بهره‌برداری می‌شده که امروزه هیچ نمونه‌ای از آن به دست نیامده است.
زمان نگارش     محتوای این لوحه‌ها نشان می‌دهد که تاریخ نگارش لوحه‌های بارو به سال‌های 509 تا 494 پیش از میلاد، یعنی سال‌های سیزدهم تا بیست و هشتم پادشاهی داریوش بزرگ بر می‌گردد. اما لوحه‌های خزانه در فاصله سال‌های 492 تا 458 پیش از میلاد، یعنی در فاصله سی‌امین سال پادشاهی داریوش بزرگ تا هفتمین سال پادشاهی اردشیر یکم نوشته شده‌اند.
خط و زبان     تقریباّ همگی لوحه‌ها به خط و زبانی نگاشته شده‌اند که امروزه به خط و زبان «عیلامی» معروف هستند. امروزه اطلاعی از نام واقعی این خط و زبان در دست نیست. بجز این، حدود 500 لوح به زبان آرامی (آریایی)، 80 لوح همراه با ترجمه به آرامی، سه لوح به زبان بابلی نو (اکدی)، یک لوح به زبان یونانی و یک لوح دیگر به زبان فریگیه‌ای نوشته شده است. شنیده‌ام که چند لوح هم به خط و زبان پارسی باستان به دست آمده است که هنوز آگاهی کاملی در این باره ندارم.
امانت به دانشگاه شیکاگو     از آنجا که کاوش‌های تخت‌جمشید توسط هیئتی از دانشگاه شیکاگو انجام می‌شد، چنین توافق شد که لوحه‌ها برای خوانش و پژوهش بر روی آن، به صورت امانت به دانشگاه شیکاگو منتقل شوند. دانشگاه پس از چند سال، شماری از لوحه‌ها که از شدت آسیب‌دیدگی، خواندن آنها امکان‌پذیر نمی‌شد را به ایران بازگرداند و پژوهش بر روی شماری از آنها که سالم‌تر و خواندنی‌تر بودند را آغاز کرد. پس از آن تعداد 300 لوح دیگر به ایران بازگردانده شده و بقیه آن همچنان در امانت دانشگاه شیکاگو است.
پژوهش و خوانش لوحه‌ها      نخستین گزارش و ترجمان متن لوحه‌ها توسط ایران‌شناس بزرگ و متخصص زبان‌های باستانی ایرانی، یعنی جرج کامرون (G. Cameron) انجام شد. او دستاورد پژوهش ماندگار خود را در کتابی به نام لوحه‌های خزانه تخت‌جمشید (Persepolis Treasury Tablets) در سال 1948 در شیکاگو منتشر کرد. کتابی که هیچگاه در کشور ایران ترجمه و منتشر نشد. پس از آن ریچارد هالوک (R. T. Hollock) همتای دیگر کامرون، کار را بر روی حدود دو هزار لوحه‌ بدست آمده از باروی تخت‌جمشید ادامه داد و گزارش و ترجمان خود را در کتاب گرانقدر لوحه‌های استحکامات تخت‌جمشید (Persepolis Fortification Tablets) در سال 1969 در شیکاگو منتشر ساخت و پس از آن نیز مقاله‌های متعددی در این زمینه در نشریات گوناگون به چاپ رساند. او در سال 1977 خبر از خوانش 4500 لوح دیگر را داد که پس از درگذشت او، تکمیل و منتشر نشدند. این کتاب و مقاله‌ها نیز هیچگاه به دیده ایرانیان نیامد تا در اندیشه ترجمه و انتشار آن باشند. در واقع دنیای شگفت نهفته در این کتیبه‌ها که از آن ایرانیان است با بی‌توجهی عمیق و گسترده آنان روبرو شد.  
محتوا و مضمون لوحه‌ها     این لوحه‌ها برخلاف دیگر کتیبه‌های هخامنشی تخت‌جمشید که بیانیه‌ها و گفتارهایی رسمی برای همگان و برای آیندگان بوده، برای خواندن عموم نوشته و عرضه نشده‌ بوده‌اند و در واقع اسناد داخلی و حسابداری کارکنان تخت‌جمشید و یک بایگانی اداری بوده است. آنها بازگوکننده رویدادهای رسمی و حکومتی و سیاسی نیستند، بلکه در کنار آگاهی‌های فراوان دیوانی و اداری، اطلاعات فراوانی از زندگی روزمره و روزگار مردمان عصر هخامنشی در اختیار ما می‌گذارند که تاکنون با کمبود حیرت‌انگیزی در زمینه منابع و اسناد آن روبرو بوده‌ایم. البته بجز لوح‌های تخت‌جمشید، چندین بایگانی اداری دیگر از عصر هخامنشی در مصر و بابل (همچو بایگانی «موروشو») پیدا شده است.
کشف این لوحه‌ها و خوانش آنها، انقلابی در دنیای تاریخ و باستان‌شناسی هخامنشی بشمار می‌رفت. چرا که اکنون پژوهشگران بجز کتیبه‌های رسمی و آثار مکتوب تاریخ‌نگاران یونان، به سرچشمه‌ای غنی و گسترده از اسناد هخامنشی دست یافته‌اند که چون برای همگان نوشته نشده بوده‌ و قصد تبلیغ و کسب مشروعیت و یا هرگونه ملاحظه‌های سیاسی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی را در سر نداشته‌‌اند؛ از ارزش استنادپذیری فراوانی برخوردار بوده‌ و هستند. از سوی دیگر، هیچ تاریخ‌نگار یا سیاستمداری نمی‌توانسته است مانند همیشه متن تاریخی آنرا به نفع اهداف خود تحریف و بازنویسی کند. محتوای لوحه‌ها نشان داد که سخنان بسیاری از مورخان عصر کلاسیک یونان همچو هرودوت، تا اندازه‌ای نادرست بوده است. نشان داد که برخلاف برخی ادعاها، یونانیان در ساخت تخت‌جمشید مشارکتی نداشته‌اند. نوشته‌های روی لوحه‌‌ها آگاهی‌های فراوانی از نظام گاهشماری خورشیدی- مهی هخامنشی و نیز بسیاری از نام‌های کسان و نام‌های جغرافیایی (همچو شیراز و نیریز) بدست می‌دهد.
به موجب این لوحه‌ها، ما امروز دانسته‌ایم که سازندگان تخت‌جمشید را بردگان تشکیل نمی‌دادند، بلکه مردان و زنان آزاده‌ای بوده‌اند که به اندازه تخصص خود و کاری که انجام می‌داده‌اند، دستمزد می‌گرفته‌اند. به آنان نه تنها دستمزدی شایسته، که گاه پاداش و هدیه و کمک هزینه جنسی نیز پرداخت می‌شده است. آنان می‌توانسته‌اند به هنگام پیمان زناشویی، در هنگام زایش نوزادی تازه‌رسیده، در جشن‌ها و بیماری‌ها از این پاداش برخوردار شوند. زنان در تخت‌جمشید نه تنها کار می‌کرده‌اند، بلکه پابه‌پای مردان در کارهای تخصصی و مدیریت شرکت داده می‌شدند. نوجوانان به کارآموزی می‌پرداختند و کودکان در ساعت‌های کاری والدین در کودکستان تخت‌جمشید نگهداری و تربیت می‌شده‌اند. لوحه‌ها حاکی از آن است که پرداخت نهایی و ریزه‌کاری‌های سنگ‌نگاره‌های باشکوه تخت‌جمشید، بیشتر دستاورد هنر و توانایی‌های زنان هخامنشی است.
نظام اداری تخت‌جمشید کاملاّ دقیق و منظم بوده است. دستمزدها و پاداش‌ها و کمک هزینه‌ها در اسناد متعدد ثبت و از سوی طرفین مهر می‌شده است. آنگاه این اسناد به دقت طبقه‌بندی و بایگانی می‌شده‌اند و رونوشتی از آن بسته به نیاز، برای نواحی و شهرهای دیگر فرستاده می‌شده است. هیچکس از این رویه مستثنا نبوده و مخارج بزرگان و وابستگان دربار و حتی شخص پادشاه به دقت بازبینی و حسابرسی می‌شده است.   
لوحه‌ها به ما پاسخ می‌دهند که در ایران هخامنشی هیچ دینی به عنوان دین رسمی شناخته نمی‌شده و هیچ دینی نیز تبلیغ نمی‌شده است. اما در عین‌حال باورمندان به همه ادیان از پشتیبانی حکومت برخوردار بوده‌اند. پیروان همه ادیان نه تنها در امور داخلی خود آزاد بوده‌اند، بلکه برای آیین‌های ویژه خود مقرری و کمک هزینه دریافت می‌داشته‌اند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 3:11 بعد از ظهر  توسط محمدرضا نجاتی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط محمدرضا نجاتی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط محمدرضا نجاتی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط محمدرضا نجاتی | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط محمدرضا نجاتی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 3:2 بعد از ظهر  توسط محمدرضا نجاتی |